شهاب الدين احمد سمعانى

191

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

صناع به ادوات اعمال كنند . همچنين حال دل است با جسد . به گوش بشنود ، به چشم ببيند ، به زفان بگويد ، به كام ذوق كند ، به دست ببرماسد 34 ، به پاى برود ، به وسط دماغ تفكّر كند ، به مقدّم دماغ تخيّل كند محسوسات را ، به مؤخّر دماغ تحفّظ كند و معلومات را ضبط كند . فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . و از وجه ديگر چون حال دل و جسد اعتبار كنى و ديدهء عقل از خواب غفلت بيدار كنى ، گويى كه : جسد رحمى است و دل جنينى ، يا تن مهدى است و دل صبى 35 . احوال و تارات بر وى مىگذرد تا به حدّ كمال رسد و به مشاهد جلال و جمال رسد . و از روى ديگر چون اعتبار كنى ، جسد را چون سفينه يا بى و دل را چون ملّاح ، و اعمال صالحه چون امتعه ، و دنيا چون درياى پرنهنگ و مرگ ساحل ، و دار آخرت مدينهء تجّار ، و ربّ العزّة مجازى بر اعمال . و من يتزود فى الدنيا ينفعه فى الآخرة . و از روى ديگر چون اعتبار كنى ، جسد را چون مركب يا بى ، و دل را راكب ، و دنيا ميدان ، و عاملان و مجتهدان سبّاق ، و سر همه سابقان محمّد - صلّى الله عليه - على ما قال : نحن الآخرون السّابقون ، نحن الآخرون وجودا السّابقون كرما وجودا ، نحن الآخرون به حكم القدم السّابقون بلطف القدم ، نحن الآخرون حسابا السّابقون احتسابا . و از روى ديگر چون اعتبار كنى ، دل را چون حرّاث يا بى و جسد را چون مزرعه ، و اعمال را حبّه و ثمره ، و مرگ حصاد ، و قيامت بيدر . فريق فى الجنّة آنچه نواختنى 36 را شايد و فريق فى السّعير آنچه سوختنى 37 را شايد . و از روى ديگر چون اعتبار كنى ، و عجايب اين به نيت را تأمّل كنى و ببينى ، كثرت استفادت دل از علوم بواسطهء جسد ، جسد را چون مكتبى بينى و دل را چون طفلى در مكتب ، روز و شب در استفادت علوم ، طلبا للوصول الى حضرة الملك القيّوم ، قال اللّه تعالى : / a 61 / فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ . و اين طفل اكتساب علوم به لطايفى كند روحانى ، وراى قواى حسّاسه . و آن قوّت متخيّله است و متفكّره و حافظه و ناطقه و صانعه . و اين قوى ، معاونان يكديگرند در ادراك و رسوم معاملات . و بيان آن است كه چون قوّت متخيّله رسم محسوسات را تناول كند و قبول كند ، چنان كه موم نقش نگين را قبول كند ، در ساعت به قوّت مفكّره سپارد ، پس كار قوّت مفكّره آن بود كه در حقايق آن خوض كند و از اسرار و منافع و مضارّ آن بحث كند ، پس به